جامعه بین المللی، بارها و بارها نشان داده است که بشریت حداقل به این بلوغ فکری رسیده است که از حقوق کودکان یعنی کسانی که توانایی دفاع از خود در برابر تجاوزات طبیعی و حتی انسانها را ندارند حمایت کند، و این مهم با تصویب قرارداد 1924 ينو آغاز گردید و اکنون بیش از نیم قرن از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر که سندی مهم در عرصه بین المللی است می گذرد، که در آن حقوق کودک بطور اختصاصی مورد حمایت قرار گرفته است. اکنون نیز در آستانه شانزدهمین سالگرد تصویب کنوانسیون حقوق کودک هستیم که آن را روز جهانی کودک نامیده اند.
روزی که باید مایه مباهات و افتخار بشریت باشد. جشن های سالگرد این روز نه تنها نشان دهنده اهمیت کودک است بلکه نشانگر رشد و پیشرفت بشر می باشد.
اما از سوی دیگر تبعیضات و ضعفهای آشکار در زمینه حمایت از حقوق کودک بخصوص در کشور ما وجدان هیچ انسان آزاده ای را راحت نمی گذارد. تا آنجا که مجدداً در N.P.T ( برنامه توسعه سازمان ملل متحد) که هشت اولویت برای زندگی بهتر و اهداف اولیه سازمان ملل را معرفی کرده حمایت از کودکان جایگاه ویژه ای دارد که نشان دهنده عدم موفقیت برنامه های پیشین است گر چه نمی توان توسعه و بهبود نسبی سالهای اخیر را نادیده گرفت.
کودکان باید نقطه و نگاه اول جامعه باشند، چرا که از همه افراد آسیب پذیرترند و نقض حقوق جز به دست بزرگسالان صورت نمی گیرد و کودکان تحت شرایطی هستند که بزرگترها برای آنان فراهم کرده اند و همین شرایط خود منشأ تضییع حقوق آنان می باشد .
جامعه ای که مدعی پیشرفت، توسعه مدنی، مدعی زندگی انسانی و برابری عدالت اجتماعی است، بدون توجه به زندگی کودکان و جمایت از آنان و حتی در برخی موارد نقض حقوق آنان چه ادعایی پوچ بیش نیست.
زندگی تأسف انگیز کودکان در جامعه بن بست عدالت در حق کودک را نشان می دهد. کودکان جامعه ما همچنان گرفتار فقر، نابرابری، تچاوز و کارهای سخت هستند و آمار کودکان کار و فراری با سرعت چشمگیری در حال افزایش است. این وضعیتی است که همه شاهد آن هستیم و سکوت کرده ایم. آنچه دردناک تر است آنکه خشونت علیه آنها نه تنها در جامعه بلکه در خانواده و اماکن تربیتی و آموزشی نیز بارها و بارها دیده شده است.
برای بشر امروز و جامعه امروز بایستی تأسف خورد که کودکانش در خیابنها برای تأمین تکه نانی تکدی گری می کنند و بانکداران ما با افتخار برای کسانی که حسابشان از مرز میلیاردها می گذرد جشن می گیرند و در کنار همین بانکها مودکی از ضعف و گرسنگی در کما فرو رفته یا اشک التماس میریزد. آن سوی جشن ثروتمندان کودکی بی پناه داریم که در سرمای شدید زمستان سر پناهی برای زیستن ندارد و شبها خیابان کانون گرم خانواده اش است.
امید آن است که برگزاری جشن در این روز و یادآوری آن سبب می شود که رور به روز آمار فجایع انسانی چون حادثه پاکدشت و کودکان کار کاهش می یابد و بدانیم که کار کودک تحصیل است، کار کودک آموزش صحیح است.
در پایان ، این روز را که نشان دهنده تدبیر خردمندانه گذشتگان بوده گرامی می داریم و دست در دست هم برای رسیدن به آرمانهای عالی انسانی تلاش می کنیم.
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلـــهای تر دارد
درین بازار عطــــــاران مرو هر سو چو بیکــــاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را رو ره زند هـــــر کس یکی قــلبی بیاراید تو پنـــــداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طــــــــرّاری که می آیم تو منشین منتظـــر بر در، که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که می جوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کِلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل مســـــتان، ازیرا ناله مستان میان صخـــــــــره و خارا اثر دارد، اثر دارد
بنه سر گر نمی گنجی، که اندر چشمه سوزان اگر رشته نمی گنجد، از آن باشد که سر دارد
چراغ است این دل بیدار، به زیر دامنش می دار از این باد و هوا بگذر، هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه ای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگــر دارد
چو آبت بر جگر باشد، درخت ســـــبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفـــــر دارد
" مولوی "
جشن مهرگان در بین جشنهای ماهانه ایرانیان از مهمترین جشنهاست . این جشن از مهر روز در ماه مهر که برابر 10 مهر ماه است آغاز می شود و شش روز به طول می انجامد . بر اساس کتاب تاریخ نوروز نوشته عبدالعظیم رضایی به اختصار می توان گفت :
مورخان و شرق شناسان مباحث مختلفی را در مورد آداب این جشن می نویسند از جمله اینکه این روز تنها روزی است که پادشاهان در آن می رقصند و با اینکه در این روز ساتراپ ارمنستان بیست هزار کره اسب به رسم پیش کش به درگاه شاهنشاهی گسیل می داشت و یا گفته می شود در این جشن موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو ، شکر،نیلوفر، سیب،به،انار و یک خوشه انگور سفید و هفت دانه گذاشته بود واج گویان نزد شاه می آورد .
در همین کتاب به نقل از کومون دانشمند بلژیکی از کتاب آیین میترا آمده است : بدون تردید جشن مهرگان ، در کشورهای روم باستان ، روز پیدایش خورشید نامیده می شود و به نقل از ابوریحان در آثار الباقیه آمده است : گویند ، مهر نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته است از این رو نام مهرگان به آن نسبت داده اند ... لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز در سرای پادشاهان مردی دلیر می گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می داد " ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید " .

